ترجمه "tipu" به فارسی
تقلب, حرف دو پهلو, حیله زدن بهترین ترجمه های "tipu" به فارسی هستند.
tipu
-
تقلب
nounIa terbukti bersalah dalam kasus penipuan hipotek dan kartu kredit,
او به جرم تقلب در رهن و کارتهای اعتباری محکوم شد،
-
حرف دو پهلو
noun -
حیله زدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- شوخی
- فریب
- فریفتن
- فن
- مسخره
- نوازش کردن
- نیرنگ زدن
- وضع
- کذب
- گول زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tipu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tipu" با ترجمه به فارسی
-
شیاد
-
کلاهبرداری
-
اغفال · تصنع · تقلب · حیله · حیله گری · خدعه · روباه صفتی · فریب · فریب خوردگی · فن · نیرنک · نیرنگ · نیرنگ زدن · گول · گول زدن
-
اغفال · تقلب · حیله · حیله گری · خدعه · دستخوش · روباه صفتی · شیادی · فریب · فریب خوردگی · فن · قربانی · مغالطه · مغلطه · مکر · نیرنگ · کلاهبرداری · گول
-
آپارتی · اسب چموش · تله · جسور · جمهوریخواه · حادثه جو · خرده نان · دام · دروغگو · رند · شارلاتان · شیاد · فریب · ماجرا جو · ماجراجو · متقلب · ناقلا · پست و حقیر · کلاهبردار · کوزه گلی
-
جادو · سحر · فریب · معجزه · مغالطه · مغلطه · مکر · کار خارق العاده · گول
-
اهمال · تصنع · تمجمج · حیله · حیله جنگی · حیله گری · خدعه · روباه صفتی · نیرنک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن