ترجمه "transistor" به فارسی

ترانزیستور, ترانزیستور بهترین ترجمه های "transistor" به فارسی هستند.

transistor
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترانزیستور

    noun

    Kita masuk ke paradigma keempat, transistor, dan terakhir sirkuit terpadu.

    ما به پارادایم چهارم که ترانزیستور هست رفتیم، و در نهایت به تراشه ها رسیدیم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " transistor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Transistor
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترانزیستور

    Tapi ada perbedaan mendasar: Transistor hanya untuk para pakar.

    اما یک تفاوت اصلی وجود دارد: ترانزیستور تنها برای متخصصین بود.

عباراتی شبیه به "transistor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "transistor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه