ترجمه "transmisi" به فارسی

جعبه دنده, مخابره, پراکنش بهترین ترجمه های "transmisi" به فارسی هستند.

transmisi
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • جعبه دنده

    noun

    hingga perancangan sistem transmisi

    تا یک جعبه دنده ای که براساس خواست مشتری تنظیم شده

  • مخابره

    Aku hanya harus menemukan asal gelombangnya menemukan transmisi yang jelas.

    فقط بايد فرکانس دقيق صداي اصلي رو پيدا کنم ، صاف کردن صدا در مخابره ي خالص.

  • پراکنش

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " transmisi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Transmisi
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تراگسیل

عباراتی شبیه به "transmisi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "transmisi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه