ترجمه "tugas" به فارسی

وظیفه, اجازه نامه, استان بهترین ترجمه های "tugas" به فارسی هستند.

tugas
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • وظیفه

    noun

    Akan tetapi, motif kita untuk mengabar adalah kasih, bukan sekadar tugas.

    با این حال، انگیزهٔ ما برای موعظه، صرفاً احساس وظیفه نیست بلکه محبت است.

  • اجازه نامه

    noun
  • استان

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • امرمهم
    • بجای
    • تکلیف
    • جا
    • خدمت
    • خوابگاه کشتی
    • در عوض
    • طرح
    • قصد
    • ماموریت
    • متعهد
    • محل
    • مزرعه
    • مسکن
    • مقصود
    • منظور
    • وظيفه
    • ولایت
    • پروانه
    • کار
    • کار مشکل
    • یادداشت مختصر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tugas " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tugas" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tugas" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه