ترجمه "tuli" به فارسی
کر, ناشنوا, كر بهترین ترجمه های "tuli" به فارسی هستند.
tuli
adjective
-
کر
nounDia mendatangkan kekuatan pada anggota tubuh yang cacat, pandangan pada mata yang buta, pendengaran pada telinga yang tuli.
او به پاهای چلاق قدرت بخشید، بینائی به چشمهای کور، شنوائی به گوشهای کر داد.
-
ناشنوا
nounTidak akan ada lagi orang yang buta atau tuli atau timpang.
مردم، دیگر نابینا، ناشنوا، یا لنگ نخواهند بود.
-
كر
adjective
-
ترجمه های کمتر
- ناشنوایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tuli " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tuli" با ترجمه به فارسی
-
دستگاه تلفن ناشنوایان
-
ناشنوایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن