ترجمه "tunjuk" به فارسی

ارائه, منظر, نشان دادن بهترین ترجمه های "tunjuk" به فارسی هستند.

tunjuk verb دستور زبان
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ارائه

    noun

    Dan mereka ditunjukkan dengan sebuah kasus mengenai seorang pasien.

    و به آنها یک مورد مطالعهای از یک بیمار ارائه کردند.

  • منظر

    noun
  • نشان دادن

    verb

    Sehingga kini kami memiliki tempat bekerja dan prototip untuk dipertunjukkan.

    پس حالا ما یک فضای آشیانه پرواز برای کار کردن داریم، و الگوهای اولیه برای نشان دادن.

  • ترجمه های کمتر

    • نمایش
    • نمودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tunjuk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tunjuk" با ترجمه به فارسی

  • اشاره گر لمسی
  • تدریس · تعلیم · تفکیک · دنباله · فن تعلیم · معنی و مفهوم
  • دستی · مقررات
  • شناساگر آزمايشي
  • آشفتگی · بدقلقی · چموشی
  • ابراز داشتن · اشکار ساختن · حاضر شدن · حضور یافتن · خود نمایی کردن · رسم کردن · رژه رفتن · شرح دادن · مجسم کردن · نشان دادن · نقش کردن · نمایش دادن
  • نمودن
  • شماره آزمايشي
اضافه کردن

ترجمه های "tunjuk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه