ترجمه "ubat" به فارسی
تجویز دوا, دارو, درمان بهترین ترجمه های "ubat" به فارسی هستند.
ubat
-
تجویز دوا
noun -
دارو
nounHari ini kamu minum ubat apa?
امروز دارو زدی ؟
-
درمان
nounTiga tahun keluar program, tanpa ubat, generasi pertama, terus beraksi.
سه سال بیرون از برنامه بوده بدون هیچ سابقه درمان ، از افراد اصلی بودش و هنوزم سرپاست
-
ترجمه های کمتر
- دوا
- شفا
- شفا بخش
- شویه
- علاج
- علاج بخش
- لوسیون
- چاره
- گزیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ubat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن