ترجمه "ukiran" به فارسی
حکاکی, پیکر تراشی, کندهکاری بهترین ترجمه های "ukiran" به فارسی هستند.
ukiran
-
حکاکی
nounYeah, aku melihat nama Fraser diukir di ambang pintu.
اسم فریزر رو دیدم که روی سنگ سردر حکاکی شده بود
-
پیکر تراشی
noun -
کندهکاری
Berabad-abad silam, ada tradisi untuk menghiasi bagian luar rumah dengan tulisan-tulisan yang dicat, diukir, ataupun dipahat pada dinding atau batu.
قرنها پیش مرسوم بود که مردم بر نمای خارجی خانههای خود کلماتی را نقاشی، گچبری یا بر سنگ کندهکاری کنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ukiran " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ukiran" با ترجمه به فارسی
-
پیکر تراشی
-
تراشیدن
-
پیکر تراشی
-
حجار · پیکر تراش
-
تراشیدن
-
اسکنه
-
منبتکاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن