ترجمه "ular" به فارسی

مار, صورت فلکی حیه, ماری بهترین ترجمه های "ular" به فارسی هستند.

ular noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مار

    noun

    Kuda yang kaget melompat ke belakang, sehingga ular menyelinap ke posisi enam.

    اسب که رمیده بود و عقب کشید، که به مار فرصت داد که دزدکی مقام ششم را بگیرد.

  • صورت فلکی حیه

    noun
  • ماری

    noun

    Pada suatu hari Hawa sedang sendirian ketika seekor ular berbicara kepadanya.

    یک روز وقتی حوا تنها بود، ماری با او صحبت کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • مر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ular " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ular
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مار

    noun

    Dengan demikian, banyak orang Yahudi dari generasi itu mengidentifikasi diri mereka sebagai bagian dari benih Ular.

    بدین ترتیب بسیاری از یهودیان آن نسل، هویت خود را به عنوان بخشی از ذریت مار مشخص کردند.

تصاویر با "ular"

عباراتی شبیه به "ular" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ular" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه