ترجمه "utara" به فارسی
شمال, شمال بهترین ترجمه های "utara" به فارسی هستند.
utara
adjective
noun
-
شمال
nounOleh karena itu, dalam penggenapan nubuat ini, raja utara yang murka melancarkan kampanye terhadap umat Allah.
از اینرو، هنگام تحقق این نبوت، پادشاه خشمگین شمال بر ضد امت خدا وارد عمل خواهد شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " utara " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Utara
-
شمال
nounJangan begitu, kek, ini mungkin kesempatan terakhir jika kau sedang menuju Utara.
حالا حالا ، پدر بزرگ ، اين ممکنه آخرين شانستون باشه ، البته اگه به سمت شمال ميريد.
تصاویر با "utara"
عباراتی شبیه به "utara" با ترجمه به فارسی
-
قطب شمال
-
رأسالسرطان
-
دریای شمال
-
ایرلند شمالی
-
شمالی
-
آمریکای شمالی
-
جزایر ماریانای شمالی · مجمعالجزایر ماریانای شمالی
-
آمریکای شمالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن