ترجمه "visa" به فارسی

روادید, ویزا, رواديد بهترین ترجمه های "visa" به فارسی هستند.

visa noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • روادید

    noun
  • ویزا

    noun

    Kami sudah mendapatkan semua vaksinasi, pemeriksaan medis, visa, dan cap.

    ما همۀ آمپولها را زده، معانیات پزشکی، ویزا، و مُهر ها را به دست آوردیم.

  • رواديد

    noun

    ada banyak exit visa yang dijual di kafe ini, tapi kita tahu bukan kau yang menjualnya.

    تو اين کافه رواديد هاي زيادي فروخته شده اما ما مي دونيم که تو هيچکدومشون رو نفروختي

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " visa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "visa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه