ترجمه "wortel" به فارسی

گزر, هويج, هویج بهترین ترجمه های "wortel" به فارسی هستند.

wortel noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • گزر

    noun
  • هويج

    Dan yang kita panen itu wortel, bukan ubi.

    و اونا هم هويج بودن ، نه سيب زميني

  • هویج

    noun

    گیاهی خوراکی و دوساله از خانواده چتریان

    Anda tidak melihat benih wortel sama seperti Anda melihat beruang panda,

    شما به دانه ی هویج جوری که به یک خرس پاندا نگاه می کنید نمی نگرید،

  • [[گزر]]

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wortel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "wortel"

عباراتی شبیه به "wortel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "wortel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه