ترجمه "zat" به فارسی
سرفصل, ضابطه, عنوان بهترین ترجمه های "zat" به فارسی هستند.
zat
noun
-
سرفصل
noun -
ضابطه
noun -
عنوان
nounDewasa ini, misalnya, para anggota Gereja Penduduk Asli Amerika mengatakan bahwa peyote —kaktus yang mengandung zat pemicu halusinasi— adalah ”penyingkap pengetahuan yang tersembunyi”.
برای نمونه امروزه اعضای کلیسای سرخپوستان در آمریکا پیوت را که نوعی کاکتوس نشئهآور است به عنوان «آشکار کنندهٔ دانش پنهان» تجویز میکنند.
-
ترجمه های کمتر
- مبحث
- موضوع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "zat" با ترجمه به فارسی
-
کربن دیاکسید
-
کربن
-
ازت · نیتروژن
-
هیدروژن
-
اكسيژن · اکسیژن · ترشمایه
-
فازهای ماده
-
خوراکی · طعام · ماده مغذی · مغذی
-
سیلیسیم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن