ترجمه "agong" به فارسی

بینی, دماغ بهترین ترجمه های "agong" به فارسی هستند.

agong
+ اضافه کردن

ایلوکویی-فارسی فرهنگ لغت

  • بینی

    noun

    عضوی در مهره داران که با درون دادن و بیرون دادن هوا هماهنگ با دهان در تنفس نقش دارد

    Kalpasanna pinuyotanna ti agong ti lalaki, ken nagbiag ni Adan.

    سپس در بینی او دمید و آدم زنده شد.

  • دماغ

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " agong " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "agong" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه