ترجمه "homo" به فارسی
انسان, آدمی, مردم بهترین ترجمه های "homo" به فارسی هستند.
homo
noun
دستور زبان
-
انسان
nounموجود سخنگوی میرنده
Tom esas bona homo.
تام انسان خوبی است.
-
آدمی
noun -
مردم
proper p
-
ترجمه های کمتر
- نفر
- کس
- آدم
- خاکزاد
- مشیه
- مَردُم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه با املای جایگزین
Homo
-
انسان
noun
عباراتی شبیه به "homo" با ترجمه به فارسی
-
آدم برفی · آدمبرفی
-
آدمبرفی · یتی
-
گرگینه
-
تکامل انسان
-
گرگینه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن