ترجمه "detta" به فارسی

oftådan, افتادن, فتادن بهترین ترجمه های "detta" به فارسی هستند.

detta verb دستور زبان
+ اضافه کردن

ایسلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • oftådan

    verb
  • افتادن

    verb

    Ef námuverkamaður sá fugl detta af prikinu sínu vissi hann að hann þyrfti að bregðast strax við til að lifa af.

    معدنچی به محض افتادن قناری میدانست که باید سریعاً خود را نجات دهد.

  • فتادن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " detta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "detta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه