ترجمه "elska" به فارسی
عشق, مهر, دوست داشتن بهترین ترجمه های "elska" به فارسی هستند.
elska
verb
noun
feminine
دستور زبان
-
عشق
nounVið komum til frelsarans, sem hans Síðari daga lærisveinar, með því að elska og þjóna börnum hans.
بعنوان مریدان آخرین زمان ناجی، با عشق و خدمت به فرزندان خدا به سوی او میائیم.
-
مهر
noun2 Að elska einhvern merkir að þykja ákaflega vænt um hann.
۲ وقتی به کسی مهر و محبت میورزید بدین مفهوم است که او را بسیار دوست دارید.
-
دوست داشتن
verbSú kenning að elska hver annan, var megin kenning þjónustu frelsarans.
تعلیم دوست داشتن یکدیگر یک تعلیم مرکزی خدمت فانی ناجی بوده است.
-
ترجمه های کمتر
- عاشق بودن
- مهر ورزیدن
- عشق داشتن
- عاطفه
- محبت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " elska " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "elska"
عباراتی شبیه به "elska" با ترجمه به فارسی
-
Persian · ترا دوست میدارم · دوستت دارم · عاشقتم
-
دوست دارم · دوستت دارم · عاشقتم · من دوستت دارم · من عاشقت هستم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن