ترجمه "finna" به فارسی
پیدا کردن, یافتن, احساس کردن بهترین ترجمه های "finna" به فارسی هستند.
finna
verb
دستور زبان
-
پیدا کردن
verbVið þurfum bara að finna og þekkja þær.
ما فقط احتیاج داریم که آنها را پیدا کرده و تشخیص دهیم.
-
یافتن
verbTil að hafa sannan hugarfrið þarftu að finna svör við þrem stórum spurningum.
دستیابی به آرامش درونی مستلزم یافتن پاسخ برای سه پرسش اساسی است.
-
احساس کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- حس کردن
- محل یابی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " finna " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن