ترجمه "pabbi" به فارسی
بابا, پدر, pedar بهترین ترجمه های "pabbi" به فارسی هستند.
pabbi
noun
masculine
دستور زبان
-
بابا
noun masculineNúna nũtur hann ūess ađ vera pabbi og missir aldrei úr laugardag.
حالا ، اون دوس داره که بابا باشه و هيچ شنبه اي رو از دست نده.
-
پدر
nounRétt áður en pabbi dó hafði mér verið úthlutað að starfa í Argentínu.
درست پیش از مرگ پدر از من خواسته شد که در آرژانتین خدمت کنم.
-
pedar
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pabbi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pabbi"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن