ترجمه "4" به فارسی
چهار, عدد چهار, گروه چهارتایی بهترین ترجمه های "4" به فارسی هستند.
4
-
چهار
adjective nounSe parto entro le 4, posso arrivare la'prima del tramonto.
اگه چهار حرکت کنم ، موقع غروب به اونجا ميرسم.
-
عدد چهار
adjectiveFarò il quadrato di un numero di 4 cifre, stavolta.
می خواهم سعی کنم این بار یک عدد چهار رقمی را به توان دو برسانم.
-
گروه چهارتایی
noun -
۴
noun4 Il fatto che Dio sia santo non significa che sia eccessivamente soddisfatto di sé, superbo o sprezzante.
۴ یَهُوَه مقدّس است اما هیچ گاه ما انسانها را حقیر نمیشمارد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " 4 " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "4" با ترجمه به فارسی
-
پارا-آمینو فنول
-
۴-آمینوبنزوئیک اسید
-
آمپیرون
-
۴-نیتروفنول
-
متیل زرد
-
اف-۴ فانتوم
-
سیمن
-
۴-آمینوپیریدین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن