ترجمه "Altare" به فارسی

آتشدان, محراب, مذبح بهترین ترجمه های "Altare" به فارسی هستند.

Altare proper masculine دستور زبان

Altare (costellazione)

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آتشدان

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Altare " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

altare noun masculine دستور زبان

Tavola sulla quale si celebravano le funzioni religiose.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • محراب

    noun

    Immagino una sala dei suggellamenti e un altare con una giovane coppia inginocchiata.

    من یک اطاق پیوند و محراب را مجسّم می کنم با یک زوج جوان که آنجا زانو زده اند.

  • مذبح

    noun

    Hanno sacrificato milioni di figli abili sul moderno altare della guerra.

    آنان میلیونها نفر از پسران تندرست خود را بر مذبح امروزی جنگ قربانی ساختهاند.

  • قربانگاه

    noun masculine

    luogo in cui si compie un sacrificio o rito religioso

    Ricercava la salvezza tramite questo “dio”, sacrificando enormi ricchezze sul suo altare.

    این پادشاه نجات را در این ‹خدا› جستجو میکرد و ثروت هنگفتی را بر قربانگاه این خدا قربانی کرد.

تصاویر با "Altare"

اضافه کردن

ترجمه های "Altare" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه