ترجمه "Ciglia" به فارسی
مژه, مژه, مژگان بهترین ترجمه های "Ciglia" به فارسی هستند.
Ciglia
-
مژه
nounLe ciglia e la pulizia dal muco sono anche coinvolte in tremende malattie come la fibrosi cistica.
مژه ها و تمیزی مخاط ها در بیماریهای مهلکی همانند فیبروسیس سیستیک نیز نقش بازی می کنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Ciglia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
ciglia
noun
feminine
دستور زبان
-
مژه
nounLe ciglia e la pulizia dal muco sono anche coinvolte in tremende malattie come la fibrosi cistica.
مژه ها و تمیزی مخاط ها در بیماریهای مهلکی همانند فیبروسیس سیستیک نیز نقش بازی می کنند.
-
مژگان
noun
عباراتی شبیه به "Ciglia" با ترجمه به فارسی
-
ایستگاه فرعی · کنار جاده
-
mozhé be- ham zadan
-
mozhé · ابرو · تازیانه · تسمه · شلاق · لبه · مژه · مژگان · پیشانی
-
نادیده گرفته · نگاه مختصر · چشمک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن