ترجمه "Coda" به فارسی

دم, دم, صف بهترین ترجمه های "Coda" به فارسی هستند.

Coda
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دم

    noun

    scia luminosa delle comete

    Spero di incontrare di nuovo quelle Code Rosse.

    اميدوارم دفعه ي بعد اون دم قرمزها رو ببينيم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Coda " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

coda noun feminine دستور زبان

Sequenza di persone in attesa. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دم

    noun

    appendice anatomica [..]

    L'esempio di handicap più comunemente citato è la coda del pavone.

    رایج ترین مثال برای یک نقص عضو دم طاووس است.

  • صف

    struttura di dati informatici

    Qualche volta ci sono code veramente molto lunghe.

    گاهی اوقات شما در صف های فوق العاده طاقت فرسایی می مانید.

  • dom

    noun feminine
  • ترجمه های کمتر

    • saf
    • دُم
    • دنب
    • دنبالچه
    • ذنب

تصاویر با "Coda"

عباراتی شبیه به "Coda" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Coda" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه