ترجمه "Compressore" به فارسی
کمپرسور, متراکم کننده بهترین ترجمه های "Compressore" به فارسی هستند.
Compressore
-
کمپرسور
E a quanto pare invece mio papà era solito darle compressori.
و ظاهرا بابام به شما يه کمپرسور هوا داده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Compressore " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
compressore
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
متراکم کننده
noun masculine
عباراتی شبیه به "Compressore" با ترجمه به فارسی
-
متراکم کننده
-
غلتک راهسازی
-
سوپرشارژر
-
کمپرسور گریز از مرکز
-
کمپرسور رفتوبرگشتی
-
فشرده ساز هوا
-
کمپرسور محوری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن