ترجمه "Comune" به فارسی
کومون, رایج, شایع بهترین ترجمه های "Comune" به فارسی هستند.
Comune
proper
feminine
دستور زبان
-
کومون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Comune " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
comune
adjective
noun
masculine
feminine
دستور زبان
Qualcosa che è normale o ben conosciuto. [..]
-
رایج
adjectiveE per via della comune conoscenza di come uomini e donne ingrassino.
و بخاطر دانش رایج درباره چاق شدن زنان و مردان است.
-
شایع
adjectiveNon è interessante proprio perché è così comune.
این اصلا جذاب نیست چون خیلی شایع است.
-
hamegâni
-
ترجمه های کمتر
- maʼmuli
- motedâvel
- pish-pâ-oftâdé
- shahrdâri
- ʼomumi
- ʼâmiyâné
- ʼâmm
- شهرداری
- معمول
- بخش
- عادی
- متداول
- مزرعه اشتراکی
- مشترک
- معمولي
- همیشگی
تصاویر با "Comune"
عباراتی شبیه به "Comune" با ترجمه به فارسی
-
سناي داسي
-
برنجاسف
-
بابونه آلماني · بابونه شیرازی · بابونه وحشي · ماتريكاريا ركوتيتا · ماتريكاريا كاموميلا · کامومیلا رکوتیتا
-
ليپاز (نام رایج)
-
کلم
-
گشنیز
-
دله راشي · دله سنگي · دله كاجي · دلهها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن