ترجمه "Erba" به فارسی
سبزی, گیاه علفی, علف بهترین ترجمه های "Erba" به فارسی هستند.
Erba
proper
-
سبزی
nounهر نوع گیاهی که به خاطر خوشعطر یا خوشطعم بودن به عنوان غذا ، طعم دهنده، دارو، یا عطردهنده مورد استفاده قرار میگیرد
-
گیاه علفی
گیاهان علفی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Erba " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
erba
noun
feminine
دستور زبان
-
علف
nounMolte di queste erbe infestanti sono piante fiorite che le api necessitano per la loro sopravvivenza.
خیلی از این علف ها گیاهان گلدار هستند که زنبورها برای زنده ماندن به آنها احتیاج دارند.
-
شاهدانه
noun -
sabzé
-
ترجمه های کمتر
- ʼalaf
- سبزه
- گیاه
- اسپرم
- بوته
- حشیش
- ماری جوانا
- ماریجوانا
- واش
- چمن
- کنف
- گراس
تصاویر با "Erba"
عباراتی شبیه به "Erba" با ترجمه به فارسی
-
پانیکوم ماکسیموم
-
رستنيهاي دارويی · گياهان داروسازي
-
فیل گوش
-
جوش
-
آکسونوپوس کومپرسوس · علف ساوانا
-
آکروسراس ماکروم
-
آکسونوپوس کومپرسوس · علف ساوانا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن