ترجمه "Fibra" به فارسی
فیبر (علوم رایانه), reshté, فیبر بهترین ترجمه های "Fibra" به فارسی هستند.
Fibra
-
فیبر (علوم رایانه)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Fibra " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
fibra
noun
feminine
دستور زبان
-
reshté
-
فیبر
nounNelle fibre invece, i legami tra monosaccaridi sono di tipo beta che il corpo non può separare.
اما در فیبر، پیوند بین مولکولهای مونوساکارید از نوع بتا هست، که بدن شما نمیتواند آن را بشکند.
-
نخ
noun feminineNon ancora, ma forse le fibre del tappeto giallo sono uguali.
هنوز نه.اما تطابقي با نخ هاي زرد قالي داريم
-
ترجمه های کمتر
- الیاف
- تار پشم
- رشته
- ليف
- پشم
- پنبه
عباراتی شبیه به "Fibra" با ترجمه به فارسی
-
الیاف خام · محتواي فيبر
-
نخ (پنبهای)
-
خمير كاغذ ليفي · خمير کاغذ چوب · خمیر کاغذ
-
بافندگي صنعتي · صنعت الیاف · صنعت نساجی
-
الیاف
-
تارهای عضله · تارهای ماهیچهای · تارچههاي عضله · فیبرهای عضلانی
-
فیبر نوری
-
الياف جارویی · الیاف فرچهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن