ترجمه "Fusto" به فارسی

بشکه, tané, ساقه بهترین ترجمه های "Fusto" به فارسی هستند.

Fusto
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بشکه

    noun

    نوعی ظرف بسته بندی

    In quei fusti ce n'è abbastanza per uccidere migliaia di persone.

    توي اون بشکه ها مواد کافي براي کشتن چندين هزار نفر وجود داره

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Fusto " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

fusto noun masculine دستور زبان

In architettura con fusto si intende il corpo della colonna, posto tra il capitello e la base.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • tané

  • ساقه

    noun masculine

    Invece, la terra produce alberi che hanno corteccia, fusto, fiori.

    در عوض، خشکی درختهایی را پرورش داد که پوست و ساقه و گل داشتند.

  • بشکه

    noun masculine

    In quei fusti ce n'è abbastanza per uccidere migliaia di persone.

    توي اون بشکه ها مواد کافي براي کشتن چندين هزار نفر وجود داره

  • ترجمه های کمتر

    • ستاک
    • فرار
    • پیت
    • چلیک
    • کَنده

عباراتی شبیه به "Fusto" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Fusto" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه