ترجمه "Musica" به فارسی
آهنگ های من, موسیقی, آهنگ بهترین ترجمه های "Musica" به فارسی هستند.
Musica
Musica, maestro
-
آهنگ های من
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Musica " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
musica
noun
verb
feminine
دستور زبان
Organizzazione artistica di suoni o toni che esprime idee ed emozioni attraverso elementi di ritmo, melodia, armonia e colore tonale.
-
موسیقی
nounنوعی هنر که به کمک آن تولید صوت میکند [..]
Mi piace ascoltare la musica.
من دوست دارم موسیقی گوش کنم.
-
آهنگ
noun feminineE ancora una volta senza musica di sottofondo.
يه بار ديگه ، بدون پخش آهنگ ورودي.
-
موزيك
noun feminineRoy, secondo te perché è entrato senza musica'?
اينكه تصميم گرفته بدون موزيك بياد چطوره ، " روي " ؟
-
ترجمه های کمتر
- موزیک
- muzik
- خنیا
- musiqi
- âhang
- موسيقی
- musighi
- صدای دلپذیر
عباراتی شبیه به "Musica" با ترجمه به فارسی
-
خنياگر
-
موسیقی سکولار
-
موسیقی کلاسیک
-
موسیقی سازی
-
موسیقی رایانهای
-
موسیقی اکسپریمنتال
-
مربی موسیقی
-
فلسفه موسیقی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن