ترجمه "Pelle" به فارسی

پوست, پوست, چرم بهترین ترجمه های "Pelle" به فارسی هستند.

Pelle
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پوست

    noun

    Il Diavolo ribatté: “Pelle per pelle, e l’uomo darà tutto ciò che ha per la sua anima.

    ابلیس پاسخ داد: «پوست بعوض پوست، و هر چه انسان دارد برای جان خود خواهد داد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Pelle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

pelle noun adposition feminine دستور زبان

Tessuto che forma il rivestimento esterno del corpo vertebrato, costituito da due strati, il più esterno dei quali può essere ricoperto di peli, squame, piume, ecc. Svolge soprattutto una funzione protettiva e sensoriale.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پوست

    noun

    یکی از بزرگ ترین اعضای بدن [..]

    La variabilità del colore della pelle è il risultato di un'evoluzione guidata dal Sole.

    رنگهای متفاوت پوست ما با فراینده تکامل توسط خورشید صورت گرفته است.

  • چرم

    noun

    Adesso può tagliare anche la dura pelle animale.

    الان کانزی می تواند چرم محکم را ببرد.

  • carni

  • ترجمه های کمتر

    • pust
    • خلال
    • روپوست جانوري
    • لایه زیرین پوست
    • ميانپوست
    • نرده چوبی
    • پوست خام
    • پوست سبزی
    • پوست میوه
    • پوست کندن
    • پوشش اندام
    • پينه
    • کندن

تصاویر با "Pelle"

عباراتی شبیه به "Pelle" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Pelle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه