ترجمه "Pergamo" به فارسی
پرگامون, جعبه صابون, منبر بهترین ترجمه های "Pergamo" به فارسی هستند.
Pergamo
proper
دستور زبان
-
پرگامون
properTuttavia Eumene re di Pergamo e suo fratello Attalo fecero salire al trono Antioco IV, fratello del re ucciso.
اما ائومنس پادشاه، پرگامون و برادرش، آتالوس، برادر پادشاه مقتول را که آنتیوخوس چهارم نام داشت بر تخت نشاندند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Pergamo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
pergamo
noun
masculine
دستور زبان
Sinonimo di pulpito. Palco sopraelevato sul piano della chiesa destinato alla predicazione.
-
جعبه صابون
noun -
منبر
noun masculine -
منقار
noun -
کرسی خطابه
noun
اضافه کردن مثال
اضافه کردن