ترجمه "Profilo" به فارسی
نمایه, maqtaʼ, namâ بهترین ترجمه های "Profilo" به فارسی هستند.
Profilo
-
نمایه
nounCredo che questa sia una nuova era per l'analisi del profili del criminali.
من معتقدم که این عصر جدیدی از نمایه سازی جنایی است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Profilo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
profilo
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
maqtaʼ
-
namâ
-
nimrokh
-
ترجمه های کمتر
- ترسیم خط
- طرح کلی
- نمایه
عباراتی شبیه به "Profilo" با ترجمه به فارسی
-
نمای جانبی
-
مبهم کردن · نماي كلي · نمایه
-
پیشگیری پیش از در معرض قرارگرفتن
-
نیمرخهای خاک
-
ماهیواره
-
برون نمای گسترده
-
behdâsht · طب پیشگیری · پیشگیری پزشکی
-
ریشهکنی بیماری · كنترل باكتريها · كنترل بيماري گياه · كنترل قارچ · پروفیلاکسی بیماری · پيشگيري از بيماري · کنترل بیماری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن