ترجمه "Reticolo" به فارسی
توری, نگاری, توری بهترین ترجمه های "Reticolo" به فارسی هستند.
Reticolo
Reticolo (costellazione)
-
توری
E' ricoperto da un reticolo di fibre
این لباس پوشیده از بافتهای توری مانندی است که آغشته به هاگهای قارچ است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Reticolo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
reticolo
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
نگاری
-
توری
E' ricoperto da un reticolo di fibre
این لباس پوشیده از بافتهای توری مانندی است که آغشته به هاگهای قارچ است.
-
شبکه
noun masculineIl centro e'su un reticolato quindi se non ricordo male siamo... siamo vicine.
... آخر شبکه میرسید به پایین شهر پس اگه من خوب یادم مونده باشه الان خیلی نزدیکیم
عباراتی شبیه به "Reticolo" با ترجمه به فارسی
-
ساخت شبکهای
-
سیم خاردار
-
زنبوری · مشبک
-
دستگاه فعال کننده مشبک
-
ارگاستوپلاسم · شبکه آندوپلاسمی
-
خرپا
-
نمودار شبکه
-
تحلیل شبکه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن