ترجمه "Stato" به فارسی

رسته اجتماعی, دولت فدرال, دولت بهترین ترجمه های "Stato" به فارسی هستند.

Stato

Stato (medioevo)

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • رسته اجتماعی

    Stato (medioevo) [..]

  • دولت فدرال

    حکومتی که زیر مجموعهٔ یک دولت است

    L’opposizione provocata dal clero giunse al culmine il 7 maggio 1918, quando negli Stati Uniti fu emesso un mandato federale di arresto contro J.

    سرانجام در تاریخ ۷ مه ۱۹۱۸، دولت فدرال آمریکا حکم بازداشت ج.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Stato " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

stato verb noun masculine دستور زبان

La condizione in cui si trova qualcuno o qualcosa. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دولت

    noun

    Gli obiettivi economici e così via sono fissati dallo stato.

    اهداف اقتصادی و چیزهایی مانند آن توسط دولت برنامه ریزی می شوند.

  • وضعیت

    noun

    Il primo ciclo di terapia, che durò sei mesi, portò a una remissione della malattia.

    در شش ماه اوّل با شیمیدرمانی وضعیت او رو به بهبود نهاد و مدت هجده ماه دوام یافت.

  • ahvâl

  • ترجمه های کمتر

    • doulat
    • eyâlat
    • hâl
    • mamlekat
    • vazʼiyat
    • فرمانروایی
    • جایگاه
    • حال
    • حالت
    • شان
    • نیویورک

عباراتی شبیه به "Stato" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Stato" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه