ترجمه "Tango" به فارسی

تانگو, tāngu, تانگو بهترین ترجمه های "Tango" به فارسی هستند.

Tango

Tango (provincia)

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تانگو

    یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا

    Pensavo che oggi non ti saresti fatto vedere in giro da queste parti, Tango.

    فکر مي کردم امروز اين طرفا نمياي ، تانگو.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Tango " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

tango noun verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • tāngu

    noun masculine
  • تانگو

    tipo di ballo

    Quindi un sacco di milongueros, i danzatori di tango, utilizzano passi molto brevi.

    یا «میلُنگوئرو» -- رقاصان تانگو از قدمهای کوچک استفاده میکنند.

  • رقص تانگو

    noun
  • موزیک تانگو

عباراتی شبیه به "Tango" با ترجمه به فارسی

  • reshvé · بازپرداخت · تانژانت · رشوه · رشوه دادن · رشوه گرفتن · مماس
  • تشکر فراوان
  • هر از گاهی · گاه به گاه · گهگاه
  • anqadr · candân · kheili · kheyli · ân-qadr · بسیار · بسیاری · به · به هر جهت · به هر حال · خیلی · زیاد
  • زیاد · چندین
  • gâh-gâh · gâhgâhi · har az gâh · هر از گاهی · گاه به گاه · گهگاه
  • کنزو تانگه
  • تشکر فراوان · خیلی متشکرم · خیلی ممنون
اضافه کردن

ترجمه های "Tango" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه