ترجمه "Tigri" به فارسی

دجله, ببرها, دجله بهترین ترجمه های "Tigri" به فارسی هستند.

Tigri proper
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دجله

    proper

    Tuttavia, le abbondanti piogge fecero straripare il Tigri.

    اما برخلاف انتظار، رود دجله در اثر بارانهای سیلآسا طغیان کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Tigri " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

tigri noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ببرها

    Fa bene alle tigri credere di procurarsi da sole il cibo. Come fossero selvagge.

    اينکار واسه ببرها خوبه ، چون احساس مي کنن دارن توي جنگل دنبالِ شکار مي گردن.

  • دجله

    proper

    Tuttavia, le abbondanti piogge fecero straripare il Tigri.

    اما برخلاف انتظار، رود دجله در اثر بارانهای سیلآسا طغیان کرد.

عباراتی شبیه به "Tigri" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Tigri" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه