ترجمه "Traccia" به فارسی
اثر, asar, rad بهترین ترجمه های "Traccia" به فارسی هستند.
Traccia
-
اثر
nounQuesto spiegherebbe le tracce di una lega sul corpo.
آن آثار آلیاژ در بدن را توضیح دهد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Traccia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
traccia
noun
verb
feminine
دستور زبان
Odore lasciato al passaggio di una persona o animale che può essere ricondotto a esso. [..]
-
asar
-
rad
-
مسیر
Ci sono molte persone che tracciano i propri percorsi sessuali.
امروزه بسیاری از مردم مسیر تعالی جنسی خود را برنامه ریزی میکنند.
-
ترجمه های کمتر
- اثر
- دنباله
- شیار
- نشان
عباراتی شبیه به "Traccia" با ترجمه به فارسی
-
دنبال کردن
-
شیار
-
tarh rikhtan · مبهم کردن
-
خط هندسی · شکل هندسی · طرح · مسیر · نما · نمودار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن