ترجمه "a" به فارسی
در, dar, به بهترین ترجمه های "a" به فارسی هستند.
a
noun
verb
adposition
masculine
دستور زبان
Un piccola distanza preso un luogo o un posto. [..]
-
در
noun verb adpositionQuando sono stato all'estero ho fatto visita a tuo zio.
هنگامی که در خارج از کشور بودم، عموی شما را ملاقات کردم.
-
dar
conjunction -
به
adpositionAbbiamo dovuto rimandare l'incontro a causa della pioggia.
ما باید گردهمایی را به خاطر باران به تعویق بیندازیم.
-
ترجمه های کمتر
- bé
- tâ
- پیش
- آ
- اِی
- بِه
- زی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " a " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A
Letter
masculine
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"A" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای A در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "a"
عباراتی شبیه به "a" با ترجمه به فارسی
-
بعداً میبینمت · به امید دیدار · می بینمت
-
اعدام کردن
-
برنده ردهبندی امتیازی
-
موفق · کامگار
-
پرونوس پادوس · گوجه خوشهای
-
بدنبال · قلم تراش
-
نمودار ميله ای
-
ماجرای عجیب سگی در شب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن