ترجمه "abbandonare" به فارسی

ترک کردن, دست کشیدن, رها کردن بهترین ترجمه های "abbandonare" به فارسی هستند.

abbandonare verb دستور زبان

Terminare un processo in esecuzione.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترک کردن

    verb

    به حال خود رها کردن

    Ha abbandonato la sua famiglia.

    او خانواده اش را ترک کرد.

  • دست کشیدن

    Può essere molto difficile abbandonare alcune di queste credenze e usanze.

    ممکن است دست کشیدن از بعضی از این عقاید و رسوم مشکل باشد.

  • رها کردن

    Andava in chiesa, ma si sentiva abbandonata da Dio.

    وانیا به کلیسا میرفت، اما احساس میکرد که خدا او را رها کرده است.

  • ترجمه های کمتر

    • به حال خود رها کردن
    • dast keshidan
    • rahâ kardan
    • tark kardan
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " abbandonare " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "abbandonare"

عباراتی شبیه به "abbandonare" با ترجمه به فارسی

  • gharibi · motâreké · tark · vâgozâri · بی خیالی · بیخیالی · بیقیدی · ترک خدمت · تنهایی · دل کندن · رهاسازی · عدم استعمال · فرار · متروکه · واگذاری
  • زمین غیرمزروعی · زمین متروک · زمین واگذاشته · سرزمين بلااستفاده · سرزمين رهاشده
  • زمین غیرمزروعی · زمین متروک · زمین واگذاشته · سرزمين بلااستفاده · سرزمين رهاشده
  • bi-kas · matruk · rahâ shodé
اضافه کردن

ترجمه های "abbandonare" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه