ترجمه "abbattuto" به فارسی
افسرده, نژند بهترین ترجمه های "abbattuto" به فارسی هستند.
abbattuto
adjective
verb
masculine
دستور زبان
Senza entusiasmo.
-
افسرده
adjectiveIo ero lì di fronte a 200 persone tra le più abbattute a cui io abbia mai parlato.
و من در آنجا در مقابل ۲۰۰ انسان خیلی افسرده که تا بحال حرف زده بودم، ایستادم.
-
نژند
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " abbattuto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "abbattuto" با ترجمه به فارسی
-
کندهها
-
kharâb kardan · افسرده کردن · انداختن · به زمین زدن · ترسانیدن · خراب کردن · نابود ساختن · ویران کردن
-
آیه نحس خواندن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن