ترجمه "abitudine" به فارسی
رسم, عادت, eʼtiyâd بهترین ترجمه های "abitudine" به فارسی هستند.
abitudine
noun
feminine
دستور زبان
Un'azione, un'abitudine o un comportamento abituale; una forma di routine. [..]
-
رسم
noun feminineUsanze e consuetudini tipiche di una collettività o di un gruppo sociale.
I veri cristiani hanno il dovere di imitare la buona abitudine di Gesù Cristo.
این وظیفهٔ تمام مسیحیان واقعی است که از همان دستور یا رسم نیکویی که عیسی مسیح داشت پیروی کنند.
-
عادت
noun feminineEra sua abitudine dopo cena fare una passeggiata.
عادت او، قدم زدن پس از عصرانه بود.
-
eʼtiyâd
-
ترجمه های کمتر
- ʼâdat
- دیدن
- خوگیری
- سررسید
- سود سرمایه
- مدت
- معتاد به
- کاربرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " abitudine " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "abitudine" با ترجمه به فارسی
-
آواگری · بازتابهاي شرطيشده · ترس · رفتار · رفتارشناسي · عادتها · فرضيه رفتار
-
رفتار نوشيدن · عادات نوشیدن
-
رفتار تغذيهای · عادات تغذیهای · عادات غذايي · همنوعخواری
-
رفتار تغذيهای · عادات تغذیهای · عادات غذايي · همنوعخواری
-
ترجيحات مصرفکننده · رفتار مصرفکننده · عادات خريد · پاسخ مصرفکننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن