ترجمه "ad interim" به فارسی
فیمابین, موقت, موقتی بهترین ترجمه های "ad interim" به فارسی هستند.
ad interim
-
فیمابین
adjective -
موقت
adjectiveDopo questa tragedia, la citta'ha scelto un nuovo sindaco ad interim.
بعد از هضم شوک اين حادثه ، شهر يک شهردار موقت انتخاب کرده.
-
موقتی
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ad interim " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ad interim" با ترجمه به فارسی
-
سرپرست (مدیر موقت)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن