ترجمه "affaticato" به فارسی
khasté, خسته بهترین ترجمه های "affaticato" به فارسی هستند.
affaticato
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
khasté
-
خسته
adjectiveLa nostra casa è aperta ai viaggiatori affaticati.
در خونه ما هميشه براي مسافرهاي خسته و درمانده بازه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " affaticato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "affaticato" با ترجمه به فارسی
-
سخت کار کردن · فرسوده شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن