ترجمه "affronto" به فارسی
توهین, اهانة, دشنام بهترین ترجمه های "affronto" به فارسی هستند.
affronto
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
توهین
nounLa sua presenza in quella fucina e'un intenzionale affronto da parte di Ross.
حضور اون در اونجا یه توهین آشکار از طرف راس ـه
-
اهانة
-
دشنام
-
ترجمه های کمتر
- ذلة
- اهانت
- بی توجهی
- رودررویی
- هتاکی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " affronto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "affronto" با ترجمه به فارسی
-
moqâbelé kardan · movâjeh shodan · ru-be-ru shodan · نزديك شدن · پرداختن به
اضافه کردن مثال
اضافه کردن