ترجمه "agente" به فارسی
polis, عامل, پاسبان بهترین ترجمه های "agente" به فارسی هستند.
agente
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
polis
-
عامل
Se Malick si è spinto così oltre, i tuoi agenti sono in grave pericolo.
اگر مالیک به این طول رفت ، عوامل خود را در معرض خطر جدی است.
-
پاسبان
nounCome dovrebbero essere tutti gli uomini dal cuore libero e nobile, agente.
همونطور که هر مرد نجيب و آزادي بايد باشه پاسبان
-
ترجمه های کمتر
- آژان
- دلال
- سمسار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " agente " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "agente" با ترجمه به فارسی
-
سورفکتانتها · شويندهها · عوامل فعال سطحي
-
ايدوكسوريدين · داروهای ضد ویروسی · عوامل ضد ویروسی · مهاركنندههاي ويروس · ويروسكشها
-
مواد ضد کف · مواد كفزدا
-
عوامل ضد دلمهشدگی · عوامل ضد قالبیشدن · عوامل ضد كيكيشدگی
-
داروهای پادنئوپلاسمی
-
عامل اسکراپی
-
فاعل (دستور زبان)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن