ترجمه "aiutante" به فارسی
destyâr, yâvar, بردست بهترین ترجمه های "aiutante" به فارسی هستند.
aiutante
noun
verb
masculine
دستور زبان
Una persona o delle persone che forniscono assistenza in qualsiasi modo.
-
destyâr
-
yâvar
-
بردست
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- دستیار
- مدد
- معاون
- یاری
- یاور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aiutante " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "aiutante" با ترجمه به فارسی
-
komak khâstan
-
نهادهاي كمكي · کارگزاریهای توسعه
-
كمك به تصميمگيري · پشتیبانی تصمیمگیری
-
hemâyat kardan · komak kardan · madad kardan · yâri kardan · تسلیت گفتن · حمایت کردن · دلجویی کردن · دلداری دادن · پشتیبانی · کمک · کمک کردن · یاری · یاری کردن
-
كمك اقتصادي · کمک به توسعه
-
امدادرساني غذايي · کمک غذایی
-
hemâyat · komak · madad · tarqib · بردست · حمایت · دستیار · دستیاری · رسیدگی · مدد · معاون · مواظبت · پایمردی · کمک · یاری · یاور
-
كمك اقتصادي · پشتيباني كردن · کمک به توسعه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن