ترجمه "alba" به فارسی
تیغ افتاب, سحر, طلوع افتاب بهترین ترجمه های "alba" به فارسی هستند.
alba
noun
feminine
دستور زبان
Salita del sole sopra l'orizzonte orientale al mattino.
-
تیغ افتاب
noun feminine -
سحر
noun feminineluminosità mattutina
Ci saranno altre albe, notti, accesi mezzogiorni.
و سحر ها و شب ها، ظهر های توخالی دیگری خواهد بود.
-
طلوع افتاب
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- طلوع خورشيد
- طلوع خورشید
- مشرق
- pegâh
- sahar
- sepidé
- toluʼ
- اغاز
- سحرگاه
- سپیده دم
- صبح
- طلوع
- فجر
- پرگاس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alba " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Alba
Alba (Scozia) [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Alba" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Alba در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "alba"
عباراتی شبیه به "alba" با ترجمه به فارسی
-
توت سفيد · توت هراتی · موروس آلبا
-
سفیدار · سپیدار · پوپولوس آلبا · کبوده
-
بتولا آلبا
-
جغد انبار
-
داتورا آلبا · داتورا متل
-
آگروستيس آلبا · آگروستيس آلبا ژيگانتئا · آگروستیس ژیگانتئا
-
سيلن آلبا · سیلن پراتنسیس · ليكنيس آلبا
-
پروزوپیس آلبا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن