ترجمه "alimentari" به فارسی
بقالی, خواربار بهترین ترجمه های "alimentari" به فارسی هستند.
alimentari
noun
adjective
masculine
دستور زبان
-
بقالی
noun masculine -
خواربار
nounMa poi abbiamo inventato le cinture di sicurezza e i negozi di alimentari, cose che tengono in vita gli idioti e i deboli.
اما بعد ما کمربند ايمني و خواربار فروشي اختراع کرديم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alimentari " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "alimentari" با ترجمه به فارسی
-
غذاهاي عملآوريشده · غذاهای فراوریشده
-
دامخوراکهای بعد از شیرگیری · غذاهاي شیرخوار · غذاهاي پس از شيرگيري · غذاهای کودک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن