ترجمه "allarme" به فارسی
هشدار, dozd-gir, zang-e khatar بهترین ترجمه های "allarme" به فارسی هستند.
allarme
noun
masculine
دستور زبان
-
هشدار
nounSe li sparassimo, il sistema di allarme russo non si attiverebbe in tempo.
اگه بخوايم اونا رو شليک کنيم. سيستم هشدار شوروي حتي فرصت اينو نداره که بخواد بلافاصله جواب بده.
-
dozd-gir
-
zang-e khatar
-
ترجمه های کمتر
- âzhir
- آژیر
- بهت
- بهت وحیرت
- ترس
- حیرت
- عبرت
- هراس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " allarme " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "allarme" با ترجمه به فارسی
-
سیستمهای هشداردهنده زودرس
-
سیستم اعلام حریق
-
خدمات اگاهیدهنده کشاورزی · خدمات هشداردهنده کشاورزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن