ترجمه "allenatore" به فارسی
مربّی, مربی, morabbi بهترین ترجمه های "allenatore" به فارسی هستند.
Persona che allena degli atleti.
-
مربّی
noun masculinePersona che allena degli atleti.
-
مربی
Figura dello sport che si occupa della preparazione fisica e tattica di un atleta o di una squadra
Però una macchina non può vedere il gioco con gli occhi di un allenatore.
مشکل اینجا است که ماشینها نمیتوانند بازی را از چشم یک مربی ببینند.
-
morabbi
-
مدیر
noun masculineJorge Mendes è un super-agente, con calciatori e allenatori che insieme valgono più di 650 milioni di euro.
" جورج مندس " یک مدیر فوق العادست و گروهی از بازیکنان و مربیان به ارزش 650 میلیون یورو داره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " allenatore " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Allenatore (Pokémon)
"Allenatore" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Allenatore در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "allenatore"
عباراتی شبیه به "allenatore" با ترجمه به فارسی
-
سرمربی
-
مربی تیم تنیس
-
مربی تیم شطرنج
-
مربی تیم بیسبال
-
مربی بسکتبال